بی تو دیشب لب مرداب نشستم

بی تو دیشب لب مرداب نشستم تنها
باد با سوز وزید
تور صیاد تهی ...
و در آن غربت تلخ – همراه ناله باد – بی صدا می رقصید
قایق از بوی تو پر بود و دو چشمم پر اشک
عکس تنهایی آن تور تهی را دیدم
گله از بی کسی تور نبود ....
هیچ تقصیر من و ماه نبود
ماهی از دور به تنهایی تور می خندید و
تور از دور به تنهایی من .
هیچکس زمزمه ام را نشنید
هیچ کس نیست که تکرار کند بار دگر غزل عشق مرا
و بداند که چشمانم اگر تر می شود از اندیشه عشق
لحظه ای بود و گذشت ....
تو به من خندیدی و من از حسرت یک خواب گذشتم دیشب
و به یاد تو و مرداب سکوتی کردم .....
و فقط من بودم لب مرداب به یادت تـنـهــا.... و شکسته!!!
/ 6 نظر / 13 بازدید
هیشکی

اگه از خودتون بود محشر بود

هیشکی

نگفتین مال خودتون بود یا برداشت کردین از جایی؟

هیشکی

جدا چرا جواب سوال منو نمیدین؟

هیشکی

که نوشته ها مال خودتونن یا از جایی برداشت کردین؟

هیشکی

از دل(از چیزایی بگو که باورشون داری که از قلبت جاری میشن) هر چه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند

هیشکی

البته اکثر نوشته هات اینطورین پس ما از این انشا نتیجه میگریم به کارت ادامه بده